بیا تو

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان با خاله
 
خاله سوسن | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272580.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – خاله سوسن. این قضیه مال پاییز 1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم.دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه فامیل هم روی من یه جور دیگه حساب می کنن.میگن به به یه پسر …
داستان كوتاه – داستان كوتاه: خاله (showing 1-5 of 5) – Goodreads
https://www.goodreads.com/topic/show/79729
Translate this page
Nov 30, 2008 – امشب مي‌خوام بريم خونه‌يِ خاله. با تعجب نگاهم كرد و گفت: خاله! چرا؟ گفتم: نمي‌دونم، ولي بايد بريم. گلرخ به كارش ادامه داد. روزنامه رو ورق زدم و شروع كردم به خوندن. داشتم مي‌خوندم كه يكهو عصباني شدم و گفتم: دروغ، دروغ، بازم دروغ! گلرخ كه صداي فريادمو شنيد برگشت به طرف من و گفت: چي شده؟ گفتم: مي‌دونن هيچ كاري نمي‌تونن …
داستان منو خاله نازی – انجمن های فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
May 8, 2017 – بخاطر همین که زیاد فامیل نداشتیم خیلی با خانواده خالم در ارتباط بودیم، از زمانی که یادمه و بچگیم به یادم میاد یا من خونه خاله نازی بودم یا خاله نازی و شوهرش خونه ما ولو بود. تا وقتی بچه تر بودم هیچ حس خاصی نداشتم ولی از وقتی کمی بزرگتر شدم حس کردم خیلی مثل من خاله نازی هم خیلی منو دوس داره. خیلی براش عزیز بودم.
سکس با خاله جون در حمام
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-خاله-جون-در-حمام
Translate this page
Dec 15, 2012 – من سه تا خاله دارم هر سه شونم خیلی خوشکلن اما یکیشون که خیلی خوشکله 28 سالش بود.خدایشم خیلی خیلی خوشکل بود اما من هرگز فکر سکس با هاشو نمیکردم .خودم از فیلما وعکسایی که میدیدم بیشتر اوقات جق میزدم اما هیچوقت تجربه ی سکس نداشتم .اینم بگم کیر من نسبت به سنم خیلی گنده بود .بریم سر داستان.یه روز …
داستان من و خاله پریچهر و اشتباه بزرگ – کلوب دانشجویان
daneshju-club.com › … › دانلود رمان و داستان › داستان كوتاه
Translate this page
Feb 8, 2015 – من فقط یک خاله دارم که اسمش پریچهر هست و ازمامانم کوچیکتره و 30 سالش هست خیلی هم زیبا و خوش اندام هست. ما توی تهران زندگی می کنیم ولی خونه ی مادربزرگم شهرستان هست و مامانم و خالم تهران شوهر کردند، پدرم هم تک فرزند بوده و عمه و عمو ندارم. به خاطر همین خونواده ی ما و خونواده ی خاله پریچهر خیلی با هم ارتباط داریم.

 







NS