بیا تو

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان کس دادن به داماد
 
آسانسور و داماد حشری
https://shahvani.com/dastan/آسانسور-و-داماد-حشری
Translate this page
Feb 27, 2017 – من داستانهای مربوط به سکس با مادرزن رو میخوندم و میگفتم مگه میشه و داماد خودم رو تصور میکردم و اصلا برام قابل قبول نبود ولی چندماهه که با به اتفاق یهو …. بي استرس به كس دادن برس. Dream-girl. 1 سال،1 ماه. 1. شما که میخواستی داستان بنویسی ، اقلا یه سوژه دیگرو انتخاب میکردی که بتونی خوب از عهده اش بربیایی.
پیشنهاد عجیب مادرزن به داماد در باره خواهر عروس! – آفتاب
aftabnews.ir/fa/…/پیشنهاد-عجیب-مادرزن-به-داماد-در-باره-خواهر-عروس
Translate this page
Aug 23, 2017 – آفتاب‌‌نیوز : زله شده‌ام‌. دیگر نمی‌توانم تحملش کنم. یک سال قبل، در یک جشن تولد با او آشنا شدم. کاش استخوان‌های پایم قلم می‌شد و به آن مهمانی لعنتی نمی‌رفتم. روابط من و بهاره در فضای‌ مجازی به یک احساس آتشین تبدیل شد. به خواستگاری‌اش رفتم و ازدواج کردیم. من کس و کاری نداشتم‌. پدرم بیمار است و برادرم و خواهرم نیز …
گاییدن مادرجون | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272562.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه … می خوام دو نفره بکنمت گفت نه قضیه لو می ره گفتم مطمئنه گفت کیه گفتم روزبه داماد پروین (داماد دختر بزرگش)گفت حواست باشه به یه بوس از لپش گفتم به …
داستان سکسی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272564.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – محو کوس دادن مادر زنه شده بودم و هیکلتاپشو زیر نظر داشتم و از اون طرف شراره هم داشت به کیر پدرم که چطور داشت می رفت تو کوس مادرش نگاه می کرد . …. اما طوری کوس زنمو تو دهنش جا داد که شراره از هوس چاره ای نداشت تا به سر و روی بابا بکوبه -بابا جون خوبه کوسم داره ریز ریز میشه اوووووههههههه نههههههه -حواست کجاست داماد گلم .
داماد خوشتیپ | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/داماد-خوشتیپ/
Translate this page
Jun 25, 2011 – رضا هم تو کارش وارد بود شروع کرد به ماساژ دادن از پایین به بالا و منهم گرم میشدم باز اون تنور وجودم شروع به آتیش گرفتن کرده بود و همینطور بالا تر میومد تا اینکه به بند سوتینم رسید خیلی راحت توی یک حرکت بازش کرد سینه های من که حجیم شده بودن خودشون رو آزاد حس میکردن و اون هنوز دستای گرمش رو روی تنم تاب …

 







NS